ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

730

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آن فزونى مىيابد ، سازندگان و هنرمندان گوناگون نيز در آن پديد ميآيند و آن نسل بدان آشنا مىشوند و پس از گذشت زمان‌هاى متوالى و پياپى كوشيدن در آنها ، آن گروه هنرمند هر يك در هنر خود استاد ميشوند و در شناسايى آن مهارت مىيابند و در طى قرون دراز و سپرى شدن ساليان ممتد و پياپى آمدن روزگاران بر استحكام و رسوخ آنها افزوده مىشود و بيشتر صنايع به علت توسعهء عمران و فزونى وسايل رفاه در شهرها پديد ميآيد و همهء آنها از جانب دولت بوجود مىآيد ، زيرا دولت اموال رعيت را گرد ميآورد و آنها را در راه خواص و رجال خود صرف مىكند و زندگى آنان از لحاظ جاه و جلال بيش از ثروت توسعه مىيابد و بنابر اين درآمد اين اموال از رعايا و هزينهء آن در ميان اعضا و كاركنان دولت و ديگر شهرنشينانى است كه خود را به ايشان مىبندند و اين گروه بيشتراند و از راه پيوستگى به آنان ثروتهاى بزرگ بدست ميآورند و در زمرهء توانگران در ميآيند و عادات و شيوه‌هاى تجملى رفته رفته فزونى مىيابد و در ميان آنان كليهء فنون و انواع هنرها استحكام مىپذيرد و اين است حضارت ، و از اين رو مىبينيم شهرهايى كه در نقاط دور دست واقع‌اند هر چند از نظر عمران و جمعيت ترقى كرده باشند همچنان عادات و احوال باديه‌نشينى در آنها غلبه دارد و از كليهء شيوه‌ها و رسوم حضارت دور ميباشند . بر عكس شهرهايى كه در وسط كشور و در نواحى مركز و پايتخت دولت واقع‌اند داراى همه گونه وسايل حضارت ميباشند . و تنها موجب اين امر اين است كه شهرهاى اخير در مجاورت سلطان هستند و ثروت او بدانها سرازير مىشود مانند آب كه آنچه بدان نزديك است سرسبز است و سپس زمين نزديك بدان تا سرانجام بر مسافت دور به خشكى منتهى مىگردد . و ما در فصول پيش ياد كرديم كه سلطان و دولت بمنزلهء بازارى براى جهان است كه همهء كالاها در آن بازار و پيرامون نزديك آن يافت مىشود و هر گاه از بازار دور شويم هيچگونه كالائى نمىيابيم و اگر اين دولت روزگار درازى دوام يابد و سلسلهء پادشاهان آن پياپى